حسن حسن زاده آملى

394

هزار و يك كلمه (فارسى)

ساكنين بين يا و نون تنوين شده است و ياء به التقاء ساكنين بيفتاد « هار » شده است مثل شائك و شاك از ش و ك ، رجل شائك السلاح و شاك السلاح : مرد با سلاح تيز و چالاك ؛ پس وزن هار مقلوب ، « فالع » است فتبصّر . تذنيب : يافتن حروف اصلى كلمات به اين طريق است كه چون يك ريشه در كلمات عديده متّحد در يك معنى مشترك است ، پس از القاء زوائد از همه آن كلمات ، حروفى كه قدر مشترك بين آنها مىباشند باقى مىمانند و آن حروف اصلىاند . مثلا در ضرب و يضرب و ضارب و مضروب و اضرب و مضاربه و تضريب و اضطراب و امثال آنها ، مىنگريم كه سه حرف « ض ، ر ، ب » در همه موجود است و يك معنى نيز در همه سارى است ، پس مىتوان ريشه و اصول حروف كلمات را به اين طريق بدست آورد . و همچنين ترتيب حروف اصول كلمه را بقياس با نظائر آن ميتوان بدست آورد ، مثلا « جاه و وجه و توجّه و توجيه و مواجهه » كه يك معنى مشترك در همه سريان دارد ، بدست مىآوريم كه « جاه » مقلوب « وجه » است و وزن آن « عفل » است . و نيز از اتحاد معنى و عدم جريان قاعده اعلال به ظاهر كلمه ، ترتيب حروف اصلى آن دانسته مىشود ؛ مثلا أيس و يأس فعل ماضى و مضارع و سائر مشتقات آنها به يك معنى آمده است ، و أيس فعل ماضى معلوم اگر چنانچه اجوف يائى باشد بقاعده بايد حرف ياء تبديل به الف شود چون باع ، با اين كه ايس استعمال مىشود نه « اس » ، پس از اينجا پى مىبريم كه « ايس » مقلوب « يأس » مىباشد و وزن آن « عفل » است . فصل چهارم فعل مجرد بر دو قسم است : ثلاثى و رباعى چون ضرب و دحرج ، پس اگر فعلى يك حرفى باشد مانند « ق ، ل ، ا ، ف » و نظائر آنها ؛ و يا دو حرفى باشد چون